ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1672
سفرنامه شاردن ( فارسى )
مورد نواخت وى قرار گرفتند . گفتنى است كه آغاز سلطنتش توأم با عفو عام بود . هر يك از مجرمان به اندك حمايت يكى از درباريان اگر بدخواه با نفوذترى نداشت از زندان خلاص مىشد ؛ و ميرزا رضى يكى از جملهء از بند رستگان بود . چنان كه سابقا نيز آوردهام شاه فقيد وى را به جرم تصرف درآمدهاى يك مسجد محكوم به خانهنشينى كرده بود ، و هجده هزار ليور از مجموع صد و پنجاه هزار ليور درآمد ساليانهاش را به معيشت او اختصاص داده بود و بقيه را ضبط خزانه كرده بود . مادر ميرزا رضى دختر شاه عباس بزرگ بود و به جرم همين نسبت نزديك بودن به خاندان سلطنت چشمانش را كور كرده بودند . وى درآمد موقوفاتى را كه يكى از اجدادش بر مسجدى وقف كرده بود و متولّى آن را صالحترين افراد دودمانش معين كرده بود به بهانهء اين كه وى فاضلترين آنهاست ، منسوب به خانوادهء سلطنت مىباشد و به سبب نابينايى خانهنشين شده ، و غالبا مشغول عبادت است درآمد آن موقوفات را كه ساليانه در حدود شش هزار ليور بود به تصرف خود درآورده بود . اما ديگر افراد خانوادهء واقف وى را غاصب دانستند و به شاه شكايت بردند . شاه فقيد از توجه پيرى فرسوده به امور دنيوى كه به فرمان پدرش كور شده بود خشمگين گرديد ، و چنان كه گفته شد اموالش را مصادره ، و به خانهنشينى محكوم كرد . اما شاه صفى اندك مدتى پس از آغاز سلطنت ، وى را عفو فرمود و كلّيهء داراييش را بىكم و كاست به دو باز گرداند . اما شگفتانگيزترين ماجرايى كه در اوايل پادشاهى صفى دوم به وقوع پيوست فرار دليرانه على قلى خان از زندان قزوين بود . وى پس از آگاهى يافتن از مرگ شاه عباس ثانى و پادشاهى يافتن صفى دوم تصميم كرد به هر صورت كه امكان يابد از زندان بگريزد ، و چون براى خويش هيچ حامى و پشتيبانى نمىيافت بر اين نيّت بود پس از فرار خود را به اصفهان برساند ، خويش را بر پاى شاه بيندازد و آزاديش را طلب كند . اما قوللر آقاسى يا رئيس غلامان بنا به سابقهء دوستى قديم يادش را به خاطر داشت و هر زمان فرصت را مناسب مىيافت در حضور سلطان نام او را بر زبان مىآورد ، و از بدحاليش سخن مىگفت و چون شاه را نسبت به وى سرگران و بدخواه نمىديد به دوست زندانيش نوشت به هر تدبير بتواند از زندان بگريزد و خود را به اصفهان برساند . مضمون نامهء قوللر آغاسى على قلى خان را به فرار مصممتر كرد و